Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:سه شنبه 1 شهریور 1390-05:38 ق.ظ

نویسنده :الهه

برای تو

دستانم را بگیر، مرا یاری کن در این ظلمت گمراهی ها و تردید، نشانه ای از وجودت برای ذره ای آرامش نشانم ده.مرا یاری کن مرا که برایت هستم ، اما مدتی است چشمان نابینای من یارای دیدن انوار بیکران تو را در اطرافم ندارد.
مرا یاری کن تا قلب پر دردم به آرامش برسد،مرا یاری کن تو که یاری گر دردهای من بودی،مرا رها مکن که در این وادی ظلمت گرفتار بادهای غفلت نگردم. بگذار حس کنم تو را، و پرده ترس و واهمیشه جایش را به آرامش دهد که هیچ لعبت گرانبهایی این آرامش را به ارمغان نیاورد.
 مرا دوست داشته باش وبرای هر تپش قلبم آرامشی بیاندیش.دستانم سست شده و پاهایم توان رفتن در تاریکی ها را ندارد.دست پر مهرت را بر شانه ام حلقه کن و آغوش پر مهرت را برایم بگشا تا آرامش حضورت بر پیکره وجودم جاری شود و کمی از دلتنگی هایم را بزداید.
همیشه با من باش و عاشقانه نگاهم کن،مرا در نیمه های تاریک راه تنها مگذار. توان اندیشیدن ،صبر،تحمل و فداکاری را به من بده. خیلی وقت است که دلم برای آغوش مهربانت تنگ شده است.از من نابینا که پرتو نور حضورت را که باید ببینم نمیبینم ، انتظار نداشته باش که مهر و محبت حضور دستانت را که همیشه جایش در زندگیم باقی است حس کنم.
آری من نابینا و فلج هستم ، ولی تو عاشق این نابینا و افلیج باش. به من نشان بده معنای دوست داشتن چیست؟برای من که تشنه محبت توام.
از من بگذر ، از بی محبتی هایم و مرا ببخش.خیلی وقت است که همه می آیند و میروند و من به دنبال نشانه و رد پایی از تو میگردم.ردپایی از آرامش که مرا به تو برساند.مثل خنده های کودکی هایم از عمق.مثل آرامش ناب آن لحظه ها که لبخند تو را در بی کران آسمان و کنار پروازهای پرندگان به وضوح میدیدم.اما خیلی وقت است که ترس از نبودنت و ترس از رها شدنم دنیای تاریکی را برایم رقم زده است.مدت هاست که دنبال لبخند زیبایت لابلای ابرهای بیکرانه غروب میگردم.خیلی وقت است که صبح ها همان نسیم خنک با همان عطر و بوی زیبا را برای لمس وجودم و نوازشم می فرستی، اما من فلج شده ام و ظالمانه این دست نوازش را پس میزنم و تو را عمیق تر میخواهم. من بی عاطفه و بی احساس را دوست داشته باش و بر کارهایم بخند و بگذار من هم بر سختی های بی تو بودن و نفهمیدن و نداستن نشانه های عشق تو بخندم . بگذار با هم بخندیم.
دلم آرامش میخواهد.آرامش حضورت را در قلبم.اگر عاشقم نیستی دیگر این نفس کشیدن برایم معنایی ندارد ، پس از بودن و حضور من صرف نظر کن انگار که هیچ وقت نبوده ام. نگذار دستان شک و تردید شیطان جلوی چشمانم را ببندد. من فقط آرامش میخواهم .آرامش حس کردن حضورت در کنارم همیشه. دلم آغوشت را میخواهد.آغوش گرم و عاشقانه تو را که هیچ انتظاری جز شاد بودن مرا ندارد.
 مرا تنها مگذار، دستانم را بگیر و مرا در محبت بیکرانت ذوب کن."دلم برایت تنگ شده است"


نظرات() 
عاصمی
پنجشنبه 3 شهریور 1390 07:54 ب.ظ
سلام مثله همیشه خوب بود زیبا و ساده فقط فكر نمی كنید كه باید ازش بخوایم رهامون نكنه تا اینكه دوستمون داشته باشه چون به طور معمول دوستمون داره البته می دونم



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات