Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:یکشنبه 4 دی 1390-02:55 ب.ظ

نویسنده :الهه

كوك كن ساعت خویش

كوك كن ساعتِ خویش ! ـ
 اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگر
 دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است
 كوك كن ساعتِ خویش ! ـ
 كه مـؤذّن، شبِ پیـش
 دسته گل داده به آب
 و در آغوش سحر رفته به خواب
 كوك كن ساعتِ خویش ! ـ
 شاطری نیست در این شهرِ بزرگ
 كه سحر برخیزد
 شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین
 دیر برمی خیزند
 كوك كن ساعتِ خویش ! ـ
 كه سحرگاه كسی
 بقچه در زیر بغل، راهیِ حمّامی نیست
 كه تو از لِخ لِخِ دمپایی و تك سرفه ی او
 برخیزی
 كوك كن ساعتِ خویش ! ـ
 رفتگر مُرده و این كوچه دگر
 خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است
 كوك كن ساعتِ خویش ! ـ
 ماكیان ها همه مستِ خوابند
 شهر هم . . . ـ
 خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند
 كوك كن ساعتِ خویش ! ـ
 كه در این شهر، دگر مستی نیست
 كه تو وقتِ سحر، ـ
    آنگاه كه از میكده برمیگردد                      
 از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی
 كوك كن ساعتِ خویش ! ـ
 اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر ، ـ
 و در این شهر سحرخیزی نیست
 و سحر نزدیک است...


نظرات() 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات